Tamasha Khaneh

گروه تئاتر تماشاخانه

مدرسه هنر و تئاتر

Home / تی وی تی / شاهین سرکیسیان | زندگی و میراث او در تئاتر مدرن ایران
۱۴۰۵/۰۸/۰۹

شاهین سرکیسیان | زندگی و میراث او در تئاتر مدرن ایران

یادی از هنرمندان

شاهین سرکیسیان؛ مردی که صحنه را زندگی کرد

شاهین سرکیسیان (۱۲۹۹–۱۳۴۵) از کارگردانان و آموزگاران تأثیرگذار تئاتر معاصر ایران بود. او با تأکید بر مطالعه نمایشنامه، تمرین حرفه‌ای، شناخت شخصیت و پرورش بازیگران جوان، در شکل‌گیری نسلی از هنرمندان برجسته و گسترش نگاه مدرن به تئاتر ایران نقشی ماندگار ایفا کرد.

در تاریخ تئاتر ایران، هنرمندانی هستند که شاید نامشان به اندازه بعضی از هم‌نسلان یا شاگردانشان بر سر زبان‌ها نیفتاده باشد، اما تأثیر حضورشان را می‌توان در شکل‌گیری نسل‌های بعدی تئاتر مشاهده کرد. شاهین سرکیسیان یکی از همین چهره‌هاست؛ کارگردانی که بخش بزرگی از زندگی خود را وقف تئاتر کرد و بیش از آنکه به شهرت شخصی بیندیشد، به پرورش بازیگر، شناخت نمایشنامه و یافتن هویت مستقل برای تئاتر ایران اهمیت می‌داد.

اگر یک کارگردان تمام عمر خود را صرف تئاتر کند، اما نامش به اندازه شاگردانش شنیده نشود، آیا می‌توان گفت شکست خورده است؟ شاید زندگی هنری شاهین سرکیسیان پاسخی روشن به این پرسش باشد؛ مردی که خودش کمتر دیده شد، اما نگاه و اندیشه‌اش در وجود بسیاری از هنرمندان نسل‌های بعد ادامه پیدا کرد.

شاهین سرکیسیان در سال ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. او بخشی از زندگی و آموزش هنری خود را در خارج از ایران گذراند و با جریان‌های تئاتری اروپا آشنا شد. اما بازگشت او به ایران، با دغدغه‌ای جدی همراه بود: چگونه می‌توان تئاتری آفرید که ریشه در جامعه، فرهنگ و زندگی مردم ایران داشته باشد؟

سرکیسیان به دنبال تئاتری بود که صرفاً به اجرای دیالوگ و حرکت روی صحنه محدود نشود. او اعتقاد داشت بازیگر نباید فقط کلمات نمایشنامه را بر زبان بیاورد، بلکه باید شخصیت را بشناسد، جهان درونی او را درک کند و زندگی‌اش را روی صحنه به نمایش بگذارد. از همین رو، تمرین برای او بخش اصلی آفرینش تئاتر بود. او با بازیگران کار می‌کرد، بر اهمیت بیان، حرکت، شخصیت‌پردازی و شناخت دقیق متن تأکید داشت و تلاش می‌کرد هر بازیگر پیش از حضور در برابر تماشاگر، به درک عمیقی از نقشی که بر عهده گرفته است برسد.

اهمیت شاهین سرکیسیان را نمی‌توان تنها با تعداد نمایش‌هایی که کارگردانی کرده است سنجید. او در واقع معلم یک نگاه تازه به تئاتر بود؛ نگاهی که در آن آموزش، مطالعه، تمرین و شناخت ادبیات نمایشی جایگاه ویژه‌ای داشت.

خانه شاهین سرکیسیان در اوایل دهه ۱۳۳۰ به یکی از محل‌های گردهمایی جوانان علاقه‌مند به تئاتر تبدیل شده بود. گروهی از جوانان تئاتری در آنجا جمع می‌شدند، نمایشنامه می‌خواندند، درباره آثار نمایشی بحث می‌کردند و با راهنمایی‌های او به شناخت تازه‌ای از تئاتر دست می‌یافتند. این نشست‌ها فقط دورهمی‌های دوستانه نبودند؛ بلکه فضایی برای آموزش، تبادل اندیشه و شکل‌گیری یک جریان تازه در تئاتر ایران به شمار می‌رفتند.

در میان هنرمندانی که در حلقه جوانان پیرامون سرکیسیان حضور داشتند، نام‌هایی چون علی نصیریان، عباس جوانمرد، جعفر والی، جمشید لایق، فهیمه راستکار و بیژن مفید دیده می‌شود. همچنین هنرمندانی چون پرویز بهرام، اسماعیل داورفر، بهمن مفید، شمسی فضل‌اللهی، بهرام وطن‌پرست، مهتاج نجومی و اربی اوانسیان از جمله چهره‌هایی بودند که در فضای آموزشی و هنری شکل‌گرفته پیرامون او حضور داشتند.

وقتی به این نام‌ها نگاه می‌کنیم، بهتر می‌توان به اهمیت نقش سرکیسیان پی برد. او شاید در مقایسه با برخی از این هنرمندان، آثار نمایشی کمتری به یادگار گذاشته باشد، اما در شکل‌گیری اندیشه و مسیر هنری بسیاری از آنان سهم داشت. گاهی یک کارگردان را نه فقط با نمایش‌هایی که روی صحنه برده، بلکه با هنرمندانی می‌توان شناخت که در مسیر فعالیت او پرورش یافته‌اند.

یکی از ویژگی‌های مهم سرکیسیان، توجه ویژه او به نمایشنامه ایرانی بود. او اعتقاد داشت تئاتر ایران برای رسیدن به هویت مستقل خود، نمی‌تواند صرفاً به تقلید از شیوه‌ها و آثار نمایشی کشورهای دیگر بسنده کند. به باور او، نمایشنامه‌نویس ایرانی باید جدی گرفته شود و موضوعات نمایش نیز باید از دل زندگی، فرهنگ، روابط اجتماعی و تجربه‌های مردم همین سرزمین بیرون بیاید.

این نگاه در دوره‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کرد که تئاتر ایران در حال گذار از شیوه‌های سنتی و نمایش‌های عامه‌پسند به سوی تجربه‌های تازه و شکل‌گیری تئاتر مدرن بود. سرکیسیان راهی دشوار را انتخاب کرده بود؛ راهی که شاید شهرت و موفقیت فوری به همراه نداشت، اما بر کیفیت کار هنری، جدی گرفتن متن و احترام به جایگاه بازیگر تأکید می‌کرد.

او می‌خواست تئاتر جدی گرفته شود؛ نمایشنامه با دقت خوانده و تحلیل شود و بازیگر به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر آفرینش هنری، جایگاه واقعی خود را پیدا کند. برای سرکیسیان، تئاتر تنها اجرای یک نمایش نبود؛ مجموعه‌ای از اندیشه، آموزش، تجربه و تلاش گروهی بود.

شاهین سرکیسیان در سال ۱۳۴۵ درگذشت، اما مرگ او به معنای پایان حضورش در تاریخ تئاتر ایران نبود. تأثیر او را نمی‌توان تنها در عکس‌ها، نوشته‌ها یا خاطرات به‌جا مانده از او جست‌وجو کرد؛ بخشی از میراثش در هنرمندانی باقی ماند که با نگاه او آشنا شدند، از تجربه‌هایش آموختند و هر یک به شکلی مسیر تئاتر ایران را ادامه دادند.

بعضی هنرمندان پس از مرگشان نیز به زندگی هنری خود ادامه می‌دهند؛ نه لزوماً از طریق آثاری که از آنان باقی مانده، بلکه از راه اندیشه‌ای که منتقل کرده‌اند و نسلی که در شکل‌گیری آن سهم داشته‌اند. شاهین سرکیسیان را می‌توان از همین هنرمندان دانست.

شاید خودش به اندازه بعضی از شاگردان و هم‌نسلانش مشهور نشد، اما بخشی از تاریخ تئاتر معاصر ایران را می‌توان از مسیر زندگی و فعالیت‌های او دنبال کرد.

اکنون اگر دوباره به پرسش آغازین بازگردیم؛ آیا کارگردانی که تمام عمر خود را وقف تئاتر کرده، اما کمتر دیده شده است، هنرمندی شکست‌خورده به شمار می‌رود؟

درباره شاهین سرکیسیان، پاسخ را باید در میراثی جست‌وجو کرد که از خود به جا گذاشت. او شاید به اندازه بسیاری از شاگردانش روی صحنه دیده نشد، اما چیزی را به تئاتر ایران بخشید که از عمر یک نمایش بسیار فراتر رفت: یک نسل از هنرمندان، یک شیوه نگاه و باوری عمیق به ارزش و اهمیت تئاتر.

شاهین سرکیسیان؛ کارگردانی که شاید خودش کمتر روی صحنه دیده شد، اما رد نگاه و اندیشه‌اش سال‌ها در صحنه تئاتر ایران باقی ماند.

و شاید این یکی از زیباترین شکل‌های ماندگار شدن یک هنرمند باشد؛ اینکه خودت دیگر نباشی، اما چیزی از تو همچنان روی صحنه زندگی کند.

این برنامه را به شاهین سرکیسیان تقدیم می‌کنیم و یاد و نامش را گرامی می‌داریم.

تماشای برنامه مرتبط در رسانه تماشاخانه

در نهمین قسمت برنامه TVT، رسانه تماشاخانه به هنر کارگردانی تئاتر می‌پردازد و یاد شاهین سرکیسیان، از چهره‌های تأثیرگذار در شکل‌گیری تئاتر مدرن ایران و پرورش نسل‌های بازیگران و کارگردانان، را گرامی می‌دارد.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *